روز - تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 20:50
جالبه بدونید که روزمرگی به عنوان یک بیماری شناخته شده که به مرگ احساسات معروفه...روزمرگی چیزی نیست جز تکرار روزها بدونِ هیچ امیدی... + نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:9 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
رخت - تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 20:50
گر آنسوی پنجره نشستهای و صدای باران قرارِ دلت را ربوده رختِ پاییزیات را به تن کن و ذوق دلت را قدم بزن هیچ معلوم نیست دوباره پاییز باشد دوباره تو باشی دوباره قرار دلت به بارانی بیقرار شود. + نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:11 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
می لینیش - تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 20:50
دلتنگی مثل شکستگی شیشه عینک میمونه،هرجارو نگاه میکنی میبینیش... + نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:13 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
جبران - تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 14:12
بهترین راه جبران، نیکی وبخشش ودعای خیراست.
خوشبخت - تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 22:59
به او که نامش خوشبخت است.خداوند دروجود شما یک انرژی و استعداد وقدرت ونبوغ قرارداده که باید خرج خودت وبندگان اوکنیتو دست خدا روی زمین شدیمغرورهم نشو خاکی بمان ساده هم نباش....شیک بپوش وخاکی باشمهربان باش و دلسوزکاری باش ومشکل گشایاعلی
بالاتر - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 12:34
بازم تکرار....پول عالیست وواجبولی برای عشق ومهرواژه ای نیست از عالی وواجب بالاتر که به پایش بریزم... + نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 21:54 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
دق - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 12:34
این روزامی گویندعشق کجابود کیلوچندهباش یه نونم نمیدنمردم خیلی چیزا میگنوجدان قلبت چی میگه?اگر صدتا دردنیا دلسنگی کردند و نامهربانیدلیل نمیشه مهر و دلبری را نفی کنیم.اونی راپیدا کنیم که قلبمان باشه نه دق.... + نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 21:57 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
مثل - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 12:34
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩ ﺷﻌﺮﻧﺪ...ﺭﺩﯾﻒ ﻭ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ...ﻭﺯﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ...ﺍﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺘﻤﺶ ﻧﺎﻫﻤﺎﻫﻨﮓ...ﺍﺻﻼ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﻨﺪمثل مادر ...مثل پدر ... + نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 22:2 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
یاد آوری - تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 20:24
سلامعزیزی فرموده بود فقط پول مهمه وعشق وجودنداره یابی ارزشهاطرافمان راببینیم خیلی ثروتمندانی را می بینیم که تشنه ی یک نگاه محبت امیز دور وبرخودهستند. گاهی یک لبخند، دل افسرده ای رازنده می کند که صددکتر و دارو و پول نمی کنند. بیشک دردنیای بد شده ی ما پول ومادیات داره همه کارمی کنه وجای عشق داردجولان ...
دل بچه - تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 20:24
دل بچه ای راشادکنقلبی رانشکننیازمندی را راه بیندازاشکی راپاک کنهمینا عشقند...عشق به قربونت برما و بوس و بغل کردنا، به بین دیگران ریا وتظاهرکردن نیست به خودنمایی درپیجا و تفاخرنیست.به یکبار گفتن این جمله ی مادراست:دخترم خیرببینی....عشق، نگاه پرمهردختر به باباش...عشق، تپیدنهای قلب بابابرادخترش...عشق،خ...
هفت - تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 20:24
تنهایی - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 16:04
زندگی کتابی استپر ماجرازمانی حرف بزن؛که ارزش حرفتبیشتر از سکوتت باشدو زمانی دوست انتخاب کن،که ارزش دوستتبیش از تنهاییت باشد…
می ارزد - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 16:04
دخترخوب باهوش،خانم دکترآینده، زندگی اگربه لبخندی برسد، اگرقلبی ازشادی بشکفد،اگرچشمی به شوق اشک بریزد،اگردستی رابگیری،یک ثانیه اش به تمام ثروتهای هستی می ارزد.... + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:38 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
درعشق - تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 14:00
در یک رابطه فقط یک چیز میتونه از عشقبا ارزش تر باشه و اون هم چیزی نیستجز احترام، زمانی که احترام و حرمت بیندو طرف از بین بره، عشق رو نابود میکنه.. + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 21:59 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
بورزید - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 2:00
قوی ترین انگیزه برای انسان ، عشق است.نفرت وکینه وحسرت وحسادتدلسردی می آورد.فقط به یک دوس داشتنی ، عشق بورزید.... + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 0:8 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
طلا - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 2:00
طلافروش به دختری که خواسته بجای انگشتر طلا، نقره بگیره گفته " طلا بخر، ارج منزلتت رو ببر بالا" من اگه جای اون دختر بودم میگفتم:ذات آدم باید طلا باشه تا منزلت پیدا کنه؛ نه انگشترش! + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 21:58 توسط رضا علی زاده  |  Adblock test (Why?)
کودتا - تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 15:22
از دستان دموکراسی کاری ساخته نیست تو آنقدر زیبایی که برای داشتن ات باید کودتا کرد ... - ((محمد شیرین زاده))
ققنوس - تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 15:22
من را ببر به سوی من دیگر خودمهی دورتر کن از من دردآور خودمبا من دوباره از غزل تازهام بگوشاید شدم همان من زیباتر خودممیدانی آنچه بر سر من آمد از کجاست؟پشت خودم، رفیق خودم، خنجر خودمدر جستجوی تو همه جا را دویدهامای خانهی همیشگیات بستر خودمحالا تو نیمهی دگری یا خود منیکه سایهات نشسته به سرتاسر خودمای ع...
اول فروردین - تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 15:22
فرقی نمی کند چقدر از سال بگذرد تو که بخندی برای من همیشه اول فروردین است ... - ((محمد شیرین زاده))
- تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 14:41
سلام عزیزان میخواستم دروبلاک عکس و صوت قراربدم نمیشه....حیف خوب وسلامتین? باروزگار خوبید? به کجا رسیدید?

برچسب‌های مرتبط

خاطرات یک خون آشام | خاطرات یک | خاطرات تنبیه بدنی | خاطرات آمپول زدن تینا | خاطرات کودکی | خاطرات خون آشام | خاطرات شیاف گذاشتن | خاطرات يوتاب | خاطرات ختنه | یغما گلرویی