خرید بک لینک

درباره سایت

باران باش

امکانات وب

•اگه تمرکز نداری:مدیتیشن کن،هدفمند باش،ورزش کن•اگه الهام نمیگیری:مطالعه کن،مراقبه کن،چیز های به‌روز یاد بگیر.•اگه احساس ناراحتی داری:☹️نفس های عمیق بکش،در لحظه باش،برقص.•اگه از کار زیاد کلافه شدی:استراحت کن،به طبیعت برو،موسیقی گوش بده.•اگه احساس خستگی داری:دوش بگیر،خواب کافی داشته باش،قدم بزن.•اگه تنها هستی:از تنهاییت برای شناخت خودت استفاده کن،معاشرت کن.آگاهانه تصمیم بگیر،روی نقاط قوتت تمرکز کن و توانایی های خودت رو صعود بده.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 6:36

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند.
اما وقتی بزرگتر شدم ،دیدم ،شنیدم، رفتم ، آمدم و یادگرفتم:
نه
آدم ها هم نیش میزنند و هرچقدر صمیمی تر و عزیزتر نیششان سمی تر

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 12:13 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 3 شهريور 1403 ساعت: 0:06

یکی هست انتخابت میکنه چون هیچکسی رو نداره، یکی هم هست انتخابت میکنه چون هیچکس دیگهای رو نمیخواد.

یه دنیا فرقشه

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 12:18 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 3 شهريور 1403 ساعت: 0:06

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد
می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد

آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت:
یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد

#حامد_عسکری

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 21:8 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 15:39

جان گفتن تو

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 13:17

اگر کسی گرهای دارد
و تو راهش را میدانی سکوت نکن!

اگر دستت به جایی میرسد کاری کن.
معجزهی زندگی دیگران باش!!

بیشک فرد دیگری معجزه زندگی تو خواهد بود ...


م

+ نوشته شده در جمعه یکم تیر ۱۴۰۳ ساعت 12:47 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 13:17

عشق رو آلبر کامو اینجوری تعریف کرده:

«حتی اگر با تو مخالف باشم،

در جبههٔ تو میمانم.

پس نترس...»

+ نوشته شده در جمعه یکم تیر ۱۴۰۳ ساعت 12:51 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 13:17

سلام به هرکس که یاد ماست....

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: پنجشنبه 31 خرداد 1403 ساعت: 14:18

بی قرارتوام ودردل تنگم گله هاست....

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:39

همينطورى كه الان دارى نفس ميكشى، يه نفر ديگه داره آخرين نفسش رو ميكشه.
از گله و شكايت كردن دست بردار و ياد بگير با هر چيزى كه دارى زندگيتو به بهترين نحو تجربه كنى.

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 8:16

دیدید بچگیاتونم تموم شد

نوجوانی هم چون باد ڭذشت

طوفانها هم باجوانیتان همراه شد....

چه مانداز درخت وجودتان??

گریه ها وبهانه ها, قهرها ,تمام شدند

الان چه داری????

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 15:12 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 8:16

پارسال بچه های بیست سال پیشم از دبیرستان دهخدا

یک مراسم ودورهمی در سالن رسمی گرفتیم(برا دبیراگرفتند)

همه بزرگ و رییس شده بودند... شیرین و سخت و اشک ولبخند....

چه زود گذشت...

وجوانی من درمدارس ماند...

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 15:15 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 8:16

برخی روزا که خیلی خسته می شم یاد سالهای دورونزدیکم می افتم که چقد دانش آموزان خیلی عالی و کاملی داشتم

چه زود گذشتند... کاش می موندند وبودند.....

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 19:22 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 22:26

دوس داشتم وقتی به اداره ورییس می گفتم

میخوام بازنشست بشم بگوید بمون

یکسال دیگه هم بمون ونرو

ولی نڭفت ونکرد وفوری امضا کرد یعنی برو مهم نیستی....

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 19:51 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 22:26

پست قبلی برااین بود که

بگویم کاش مسوولانمان درک داشتند....

کاش بچه ها برایشان مهم بودند....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 21:24 توسط رضا علی زاده  | 

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 22:26

صفحه بندی